حاجى زين العابدين مراغه اى
60
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى )
تمدن است ، هيچ نكتهء عمده از نظر باريكبيناش پنهان نمانده . همين راههاى شوسه - كه در نقاط بسيارى از ممالك ايران ديده مىشود - خود براى اثبات مدعا دليل است ، واضح كه محض نقليات ساخته و پرداخته است ؛ و مىتوان گفت كه آن روز از دول خارجه هيچيك چون آن پادشاه به نكات باريك توسيع دايرهء تجارت مملكت ، كه موجب مزيد سطوت دولت است ، ملتفت نشده بود . در حقيقت ، هموار نمودن آن همه راههاى صعب المرور و سنگفرش كردن آنها و ساختن پلهاى متين بر روى رودخانهها ، و برپا كردن كاروانسراهاى متعدد و محكم در نقاط لازمه و بازكردن ابواب مراوده با دول خارجه ، به لحاظ ترقى تجارت ، و با همه تعصب دينى ، پيوند دادن رشتهء دوستى با اجانب ، و اوامر مؤكدهء او در خصوص گرامى داشتن سفراى دول خارجه و صيانت مال و جان تجار هر ملتى را از هرگونه تعدى و تجاوز و معين كردن سفراى با دين و دانش به دربار دولتها و بخش نمودن مساوات به عموم رعيت ، به شرط صداقت به دولت بدون استثناء مذهب و آيين ، خود دليل بلندى مقام آن پادشاه سليمان احتشام است . چون آدمى اينها را با وضع سلطنتهاى آن زمان مىسنجد واله و حيران فكر متين و رأى رزين او مىشود . بارى ، از مطلب دور افتاديم . مقصود بنده تاريخنگارى نيست . ولى كردار پسنديدهء آن شهريار دادگر بىاختيار بر اينم واداشت . هركس مىخواهد بلندى همت و حسن نيت و مراتب وفاى عهد او را بداند ، او راست كه بخواند قصهء سفر رفتن پياده او را از « اصفهان » تا « مشهد مقدس » كه دويست فرسنگ راه را پابرهنه طى فرمود ، در حالتى كه پاهايش در قطع آن مسافت يك ماهه آبله كرده بود . تحمل اين زحمت را به جز از حكم عشق حقيقى و ارادت صميمى به اهل بيت پاك پيمبر به هيچ چيزى حمل نمىتوان نمود . آرى ، جايى كه عشق علم زد ، كمند محبت معشوق ، عاشق بىاختيار را به سوى خود خواهد كشاند . رنجها در آن راه همه راحت است . سفر دراز نباشد به نزد طالب دوست * به پاى خار مغيلان حرير مىآيد به همين ملاحظه ، در آن سفر ابدا از رنج راه سخن نگفت . با خدام و غيره در نهايت بشاشت و گشادهرويى گفتوگو مىفرمود . دلى را نيازرد . براى تعيين مسافت عرض راه از اصفهان تا مشهد مقدس ، با اندازهاى كه ساخته بودند ، اين همه راه را با دست خود مىپيمود كه ياران را مشغوليتى باشد و نتيجهاى هم از آن زحمت به دست آيد . با همه كس به لطف بودى و در هر دقيقه به نوازش چاكران افزودى تا تنگدل نشوند و خود او را هم از رنج راه دلخسته نشمارند .